پایگاه مقاومت شهید کاویانی سوخته سرا
با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
نظرسنجی
شما تا چه اندازه از عملکرد و مطالب این وبلاگ رضایت دارید؟






سلام بر سالار شهیدان

   به اطراف که نگاه می کنم افراد متفاوتتند، این روزها خیلی ها در تقلای برپا کردن علم و عزای تو هستند، عده ای هم شاید تو را خیلی نشناسند ولی حال و هوای محرم دلهای آنان را حسینی می کند، عده ای هم که تورا می شناسند در این ایام واقعا محزونند و هیاتی می روند و سینه ای می زنند ولی از زندگی تو در فاصله ولادت تا شهادت چیزی نمیدانند یا اگر بدانند، چیزی توی زندگیشان تغییر نمی کند و با تمام شدن محرم باز بر میگرند به روال سابق...

   ولی آقا جان عده ای هستند که با کمی شان می ارزند به همه ی قبلی ها، کسانی که با تو زندگی می کنند و نفس می کشند شنیدن اسم تو برای گریه کردنشان کافی است سعی در احیای آنچه تو برایش از همه چیزت گذشتی دارند و آخر هم مثل تو شهید می شوند. کسانی که دغدغه دین دارند و امام شناسند، تابع رهبرند و عاشقانه همه چیزشان را فدای او می کنند. خلاصه امام شناسند،آنان که هرچقدر هم از لحاظ منصب های دنیوی دارای درجه باشند برای آقاشان خاکند ، آنان که روزشان همیشه با سلام بر تو آغاز می شود...

    نمازشان همیشه باشکوه و اول وقت است فرزندشان که پاره وجودشان است هم نام شماست. کسانیکه شروع همه سخنانشان با صلوات بر مادرتان است.آنان که با تمام مشغله های کاری شان در محرم عاشقانه برای تو اند و برای تو هیات می گیرند...می شناسی که آقا! حتما پدرم را می دیدی که چطور یک گوشه از هیات می نشیند و زار زار گریه می کند و تعجب همیشگی ما از کودکی که بابا چرا برخلاف همیشه که خندان است اینچنین می کند؟ می دیدی که چطور برای مظلومیتت اشک می ریزد و می دانی که او بود اولین بار برای من قصه یتیمی رقیه (س)را تعریف کرد...آه که هیچ وقت از یادم نمی رود

   عزیز زهرا خودش همیشه می گفت که چطور در جنگ عاشقانه برای باز شدن راه کربلا می جنگیدند و دوستانش می گفتند حتی تا این اواخر امکان نداشت موشکی را تست کنند بدون اینکه قبلش توسل به شما و خاندان مطهرتان پیدا نکنند. شما که بهتر از من می شناسی اش....آخر من که شاخص خوبی برای معرفی اش نیستم! شاید شما آسمانی ها بیشتر از ما او را بشناسید، او که همیشه از همه دوربین ها فراری بود....

   باور داشت که باید احیاء کننده امر و نهی از منکر در جامعه باشد و با عمق وجود یقین داشت که باید ایستادگی کرد هر چند تعداد زیادی از ایتام و سادات را بر عهده داشت و نامه های پر از محبت آنان را به پدر دیدم که او را لفظ بابا خطاب کرده بودند.

 امروز اما حرفم چیز دیگری است.این روزها که دومین سال عروج او به بهشت است خودت می دانی که هر لحظه ما او را کنار خود حس می کنیم و از او حاجت میگیریم و شاید بیشتر از وقتی که ظاهرا بود با او حرف میزنیم...امسال محرم آمده ام که باز با تمام وجود بگویم برای شما که...شما که میشناختی اش برای عالمیان برای آنان که پدرم را نمیشناختند می خواهم شهادت بدهم که پدرم عاشق حسین بود و حسینی شد تا اجازه دادند حسینی پرواز کند.      (دختر شهید تهرانی مقدم)



نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : شهید، سالار شهیدان، دلنوشته، دختر شهید تهرانی مقدم، شهید تهرانی مقدم، سردار تهرانی مقدم، سرلشگر تهرانی مقدم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 

مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ